بایگانی آبان, ۱۳۸۴

از درد سخن گفتن

سه شنبه, آبان ۱۷م, ۱۳۸۴

خانم پرستو دوکوهی در مطلبی نوشته است:

بيشتر از يک سال است چيزی در هنوز ننوشته‌ام. شايد از اول هم اشتباه بود حضورم در اين وبلاگِ گروهی وقتی که نمی‌رسيدم در وبلاگ خودم مطلب بنويسم. اوايل سرگردان بودم که مطلب‌های روزنامه‌ای‌تر را اين‌جا بنويسم و شخصی‌ترها را در زن‌نوشت. اما نشد. امروز دلم گرفت وقتی روی اسمم در حاشيه‌‌ی هنوز کليک کردم و ديدم از آبان پارسال تا حالا چيزی ننوشته‌ام.

می‌خواهم کمی درددل کنم. روزنامه‌نگاری در ايران هرقدر برای ما اهميت دارد و هر قدر سخت است، نمود خيلی کمی در جهان دارد؛ نکته‌ای که آزارم می‌دهد.
چند درصد از محتوايی که در نشريات ما توليد می‌شود، چند درصد از مطالب همين وبلاگ‌هايی که داريم و برايش وقت و انرژی می‌گذاريم، در دسترس آدم‌هايی قرار می‌گيرد که هم‌زبان ما نيستند؟ ما اصلن حضور بين‌المللی نداريم و اين خيلی بد است. بد است چون تصويری که داده شده از ما، غير واقعی است؛ بد است چون توانايی تغيير ذهنيت آدم‌ها را داريم، چون می‌دانيم چه می‌خواهيم و بلديم چطور بنويسيم اما ارتباطی وجود ندارد.
راهش تقويت زبان انگليسی است، آن‌قدر که بتوانيم به انگليسی بنويسيم. سخت است؟ راه ديگری به ذهنم نمی‌رسد و مگر نه اين‌که ما کلی سختی‌های ديگر را تحمل کرده‌ايم که حرف بزنيم، روشنگری کنيم و باعث تغيير و اصلاح شويم؟

(more…)