این بایگانی بخش 'حقوق' است

۲۶ اوت ۱۷۸۹ سالروز تصويب اعلامیه فرانسوي حقوق بشر و شهروند

یکشنبه, شهریور ۴م, ۱۳۸۶

امروز ۲۶ اوت سالروز ۲۶ اوت ۱۷۸۹ است که پس از ۶ روز بحث های توان فرسا در مجلس فرانسه اعلامیه حقوق بشر و شهروند تصويب شد.

اين اعلاميه اصولا توسط دو تن از نمايندگان انقلابي و سرشناس يعني Mirabeau و Sieyès نگاشته شده بود.

تابلوي فوق بيانگر اعلاميه حقوق بشر و شهروند است. در بالای تابلو، دو تمثیل عدالت (سمت چپ) و فرانسه (سمت راست) وجود دارند که زیر چشم خدای تعالی قرار دارند.

تعبير ديگر، تمثال سمت چپ را پادشاه مي داند كه زنجيرهاي پاره شده زورراني را در دست دارد و تمثال سمت راست را روح ملت مي داند كه روح قدرت را در دست دارد.

تابلوي ارزشمند فوق كه منسوب است به Jean-Jacques François Le Barbier ، در موزه کارناواله پاریس نگهداری می شود.

اعلامیه حقوق بشر و شهروند که ناشی از “اندیشه روشنگران” و خصوصا بازتابی است از اندیشه های ژان ژاک روسو، ولتر و مونتسکیو، مقدمه قانون اساسی سپتامبر ۱۷۹۱ را تشکیل می دهد. اندیشه انقلاب در شکل گیری این اعلامیه به شدت تاثیر گذار بوده است به گونه ای که مواد هفده گانه این اعلامیه، اصولا آرمانی هستند تا عملگرا.
اعلاميه، مشخصه پايان يافتگي ر‍‍ژيم سابق (l’Ancien Régime) يعني رژيم سلطنتي پيش از انقلاب فرانسه و جايگزيني اصول قدرت مطلق و امتيازات توسط بنيانهاي نوين و از جمله دولت حقوقي است. این اعلامیه جزئی لاینفک از میراث سیاسی با افتخار فرانسه و بلكه بشريت است و ارزشي همگاني و جهاني دارد.

در مقدمه قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه (قانون اساسی ۴ اکتبر ۱۹۵۸) رسما بدان اشارت رفته است و شورای قانون اساسی فرانسه از ۱۹۷۱ به بعد برای نظارت بر قوانین عادی از حیث عدم مغایرت با قانون اساسی، آنرا نیز جزء هنجارهای مورد ارجاع می داند.

براي مطالعه متن فرانسوي اعلاميه حقوق بشر و شهروند، اينجا را كليك كنيد.

متن کامل سخنرانی امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به همراه فایل صوتی

پنجشنبه, بهمن ۱۲م, ۱۳۸۵

برای دانلود فایل صوتی، اینجا را کلیک کنید

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.

خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.

حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر (more…)

عدم رعایت حقوق مولف؛ چه باید کرد؟

یکشنبه, مهر ۲۳م, ۱۳۸۵

دوست خوبم بهروز جوانمرد در نوشته واپسینش در “توکیل”، به نام “من و كسيكه مثل هيچكس نبود” از عدم رعایت حقوق مولف در مورد نوشته هایش توسط برخی سایت ها و وبلاگ های حقوقی نوشته است:

به بنده اطلاع دادند كه بعضي از مقالات اينجانب در وب سايتهاي ديگه استفاده شده و چون تا نميديدم باور نميكردم لذا رفتم وديدم. حالا بعضي ها شرط امانت رو بجا آورده بودند و اسم ما رو هم ذكر كرده بودند ولي بعضيها هم جفا رو به حد كمال رسونده و حتي اسمي از ما نبردند.از اونجاييكه ما ديواري كوتاه تر از ديوار جناب دكتر علي خان حاجي پور پيدا نكرديم كه دقّ و دليمون رو سر ايشون خالي كنيم لذا در همين پُست اعلام ميكنيم كه :

تا زمانيكه جناب دكتر رايت كليك موشواره(mouse) رو نبنده از پابليش كردن مقالات جديد معذوريم و فقط بعد از چاپ شدن در مجلات تخصصي اقدام به انتشار آن در شبكه خواهيم كرد.

در باره این مطلب آقا بهروز، توضیحی دارم به شرح زیر:

غیرفعال کردن دکمه راست موس، نمی تواند تمام راه ها را بر روی کپی کردن یک مطلب ببندد.

واقعیت این است که ما ایرانیان در رعایت کپی رایت، حسن شهرت نداریم. شوربختانه برخی از حقوقدانان و دانشجویان حقوق نیز در جمع ناقضان کپی رایت می باشند.

راه رویارویی با نقض کپی رایت، ترک صحنه نیست، راه شایسته تر به نظر من این است که در میدان بمانیم و پایداری کنیم. این راه بی گمان به سرانجام خواهد رسید.

اندوه بار است وقتی می بینیم بسیاری از استادان حقوق به اندازه ای با اینترنت بیگانه اند که برخی از دانشجویان حقوق به خاطر آشنائی شان با اینترنت، به آسانی از اینترنت نوشته های حقوقی را پرینت گرفته و با نام خود !!! به استاد تقدیم می کنند و لابد نمره خوبی نیز کسب می کنند زیرا استاد مربوطه می پندارد که آن دانشجو به اندازه ای در کار خود جدی است که تحقیق خود را تایپ کرده و پرینت گرفته است.

رویارویی با این کاستی، جز با آشنا کردن استادان با اینترنت شدنی نیست. سال پیش در سایت حقوق چنین پیغامی برای اساتید و دانشجویان حقوق ارسال داشته بودم:

در اینترنت سایت های حقوقی ایرانی فراوانی وجود ندارند و می شود به راحتی آنها را از دید رعایت یا عدم رعایت حقوق مولف نظاره کرد. در باره وبلاگ ها نیز، هر چند وبلاگ های حقوقی فراوانی وجود دارند، اما خوب می دانیم که بسیاری از این وبلاگ ها تعداد بازدیدکننده هایشان در یکسال به ۱۰۰ بازدید هم نمی رسد بنابراین نمی توان نگران کار آنها شد. وبلاگ های حقوقی پربازدید نیز عموما از آن حقوقدانانی هستند که خوشبختانه حقوق مولف را رعایت می کنند. وبلاگ های حلقه حقوقدان نیز به خوبی رعایت کننده حقوق مولف می باشند.

با این حال، تصمیم داریم در سایت حقوق به معرفی سایت ها و وبلاگ های حقوقی که رعایت کننده حقوق مولف نیستند، بپردازیم. بی تردید به لحاظ اینکه بازدیدکنندگان سایت ها و وبلاگ های حقوقی، عموما حقوقدانان یا دانشجویان حقوق می باشند، اعلان اینکه یک سایت یا وبلاگ حقوقی ناقض کپی رایت می باشد، بی گمان تاثیری بسیار منفی بر میزان بازدیدکنندگان آن خواهد داشت و لذا تدبیری بازدارنده برای تضمین حقوق مولف تلقی می گردد.

تحقق این امر محتاج حقوقدانان و دانشجویان حقوق هوشیار و مسوول است؛ آنان وقتی در بازدید های خود از سایت ها و وبلاگ های حقوقی، شاهد نقض کپی رایت از سوی آنان باشند، می توانند جهت دفاع از حقوق بنیادین مولف، مساله را به سایت حقوق برای اعلان، اطلاع دهند.

راه درازی در پیش است، اما استوار بودن گام های ماست که می تواند این راه را هموار و پر رهرو کند.

سایت حقوق در اعلان تخطی های از حقوق مولف، عزمی جدی دارد. برای مثال ببینید.

امیدوارم سایت های حقوقی دولتی نیز در رعایت حقوق مولف کوشا باشند. مع الاسف برخی رویه های مبهم در این زمینه وجود دارد. برای مثال در نشریه الکترونیک حقوق مقاله ای منتشر شده است با عنوان “جايگاه مبارزه با فساد مالي در قوانين و مقررات و نقش و وظيفه دستگاههاي نظارتي نظام در مبارزه مذکور“، سایت دادستانی کل کشور، عین این مقاله را بدون کوچکترین اشاره ای به منبع آن منتشر نموده است.

به عنوان مدیر نشریه الکترونیک حقوق، مراتب را به سایت مزبور خاطر نشان ساخته ام ولی هنوز کوچکترین اقدامی در رفع این نقص به عمل نیاورده اند.

در پایان یادآور می شوم که محیط اینترنت علمی ایرانی به خاطر جدید بودن و نیز فقدان ضوابط و تضمینات لازم حقوق مولف، به گونه ای شایسته رعایت گر حقوق مولف نیست، اما راه شایسته را در ترک چنین محیطی نمی دانم بلکه بر این باورم که باید ماند و فرهنگ سازی کرد.

امیدوارم با هم اندیشی دوستان حقوقدان، نهضت مقابله با نقض کپی رایت را در اینترنت علمی ایجاد و تقویت کنیم و حقوقدانان به طور شایسته سرمشق سایر اقشار برای رعایت حقوق باشند.

آری آقا بهروز، برادر  باید ماند