این بایگانی بخش 'از سوره بون تا سوربون' است

فیلم ۳۰۰ مثالی برای بهره مندی رسانه هااز قابلیت های هنری برای جعل تاریخ

پنجشنبه, فروردین ۲م, ۱۳۸۶

 

از دیروز ۲۱ مارس (۱ فروردین) نمایش فیلم جنجال برانگیز ۳۰۰ در فرانسه شروع شد.

امروز فرصت شد این فیلم را ببینم، آنچه از این فیلم در نگاه اول برداشت کردم استفاده گسترده از جلوه های ویژه برای باوراندن تخیل قوی بودن اسپارتی ها و وحشی بودن سپاه خشایارشاه بود. برای دسترسی به نقد این فیلم توسط دکتر رزمجو متخصص دوره هخامنشی، اینجا را کلیک کنید.

برخی از دوستان معتقدند این فیلم ارزش پاسخگوئی ندارد، اما حال و هوایی که این روزها در اینترنت فرانسوی می بینم، تردیدی برایم باقی نمی گذارد که مشتاقان دیدن این فیلم بسیار زیاد هستند. در نتیجه، این جعل روشن تاریخ و بروز آن در این روزها که ورقی بسیار حساس و سرنوشت ساز از تاریخ کشورمان محسوب می شود، میرود که در مدتی کوتاه، شکوه ایران باستان را لااقل در نزد مردمان هم عصر ما مخدوش کند. سکوت ما در شرایط کنونی که کشورمان بیش از هر زمان دیگر به حمایت افکار جهانی نیازمند است، تائید روند خدشه گری بر این اعتماد و احترام است.

عصر رسانه هاست و یک فیلم می تواند در زمانی کوتاه واقعیات تاریخی را با استفاده از قابلیت های هنری، در ذهن مردمان تغییر دهد. برخورد شایسته با این فیلم عبارت نیست از بسنده کردن به صدور بیانیه و اعلام نارضایتی بلکه بایسته است متقابلا در عرصه رسانه ای و با شیوه های مختلف، هم واقعیات و مدارک اثباتگر جعلی و افراطی بودن رویکرد این فیلم را عرضه کنیم و هم به انتشار سرگذشت قهرمانانی چون بئاتیس و آریوبرزن بپردازیم.

یکی از شیوه ها، طرح کردن نوشته های بزرگان غربی در مورد ایران باستان است. در این راستا، در سایت فرانسوی حقوق اساسی، متن کامل ترجمه فرانسوی “کوروش نامه” نوشته “گزنفون” اندیشمند بزرگ یونان باستان را منتشر کرده ام. بر خلاف روایت فیلم ۳۰۰ از ایرانیان باستان که آنها را وحشی می داند، گزنفون در این اثر، کوروش بزرگ را معیار انسان کامل دانسته است و با ورود به جزئیات به شرح حال پر از افتخار این بزرگمرد پرداخته است.

Concernant le film ۳۰۰ , pour avoir une vue réelle de l’Empire Perse, je vous conseille d’aller voir LA CYROPÉDIE

La Bible dévoilée, les nouvelles révélations de l’archéologie

پنجشنبه, اسفند ۳م, ۱۳۸۵

LA BIBLE DEVOILEE

Thierry Ragobert et Isy Morgensztern mènent une enquête archéologique et biblique en Israël, Jordanie, Egypte, Suisse, France, USA, dans les sites de fouilles, auprès des spécialistes de l’archéologie du Levant mais également auprès des savants biblistes français, canadiens, suisses, américains et dans les plus grands musées, le Louvre et le British Muséum, les Musées du Caire et de Jérusalem. Ils livrent ainsi la première synthèse, en ۴ épisodes de ۵۲ minutes, « Patriarches », « Exode », « Rois » et « Le Livre », jamais réalisée sur l’Ancien Testament. Une révolution dans ce que nous savions de la société, de l’histoire et des hommes qui ont écrit ce livre unique

Entretien avec Israël Finkelstein  Auteur du livre La bible dévoilée 

  par: Arte 

ARTE: Pourriez-vous nous résumer cette série documentaire en quelques mots
Israël Finkelstein : Ces quatre épisodes présentent les résultats stupéfiants des recherches archéologiques récentes. Elles ont en effet révélé que la majeure partie de la Bible hébraïque (l’Ancien Testament) a été rédigée à la fin du ۷ème siècle av. J-C sous le règne du roi Josias, soit plusieurs siècles après que les événements supposés ont eu lieu. Par conséquent, ces écrits ne constituent pas une source historique fiable. Ils reflètent plutôt l’idéologie de leurs auteurs à propos de l’expansion territoriale ou expliquent comment le culte israélite s’est progressivement concentré dans le temple de Jérusalem

Comment aborder le contenu historique de la Bible
I.F. : La Bible a été rédigée longtemps après les événements supposés. Or l’archéologie fournit toujours un témoignage « en temps réel ». Elle représente donc la clef de voûte des recherches portant sur l’Histoire de l ancien Israël. Il ne faut pas lire l’histoire biblique dans l’ordre chronologique, mais dans le sens inverse : en partant des connaissances sûres dont nous disposons sur l’époque à laquelle vivaient les auteurs pour remonter progressivement dans le passé

Qu’est-ce que cela signifie pour les lecteurs d’aujourd’hui
I.F. : Il faut clairement distinguer deux approches de la Bible : soit on la considère comme le texte fondateur de notre civilisation, soit on se place dans une démarche de recherche scientifique. Les dernières découvertes de l’archéologie moderne ne fragilisent pas la tradition religieuse. Au contraire, l’archéologie s’attache à reconstituer le monde fascinant dans lequel évoluaient les rédacteurs de la Bible : leurs craintes, leurs difficultés, leur détresse et leurs espoirs. Ainsi, on sait maintenant que le Livre a été écrit dans un petit pays isolé à faible population qui a laissé relativement peu de vestiges matériels. Autre point essentiel : les dernières découvertes sur notre passé lointain ne doivent pas être manipulées à des fins politiques. L’enjeu de la lecture de la Bible hébraïque n’est pas de rajouter ou d’enlever un siècle à l’Histoire de l’ancien Israël, son intérêt va bien au-delà

Voir le film: I, II, III , IV                          bon film

یادی از رسانه ها، رکن چهارم دموکراسی

پنجشنبه, دی ۱۴م, ۱۳۸۵

 گفته اند:

John Emerich Dalberg : Le pouvoir tend à corrompre, et le pouvoir absolu corrompt absolument

Émile Chartier : Tout pouvoir sans contrôle rend fou

François Andrieux : Les rois malaisément souffrent qu’on leur résiste

Émile Chartier : La tentation d’être un chef juste et humain est naturelle dans un homme instruit ; mais il faut savoir que le pouvoir change profondément celui qui l’exerce ; et cela ne tient pas seulement à une contagion de société : la raison en est dans les nécessités du commandement, qui sont inflexibles 

چند روز دیگر، سالگرد انتشار نامه ای است که ورق مهمی در تاریخ سیاسی فرانسه به حساب می آید: 

چهار سال پس از محکومیت  کاپیتان آلفرد درفویس (Alfred Dreyfus) به “خیانت بزرگ”، امیل زولا (Émile Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی در ۱۳ ژانویه ۱۸۹۸ از طریق انتشار در روزنامه اورور (Aurore) نامه ای سرگشاده با عنوان “من متهم می کنم” به رئیس جمهور فرانسه نوشت و در آن مقامات نظامی، مقامات سیاسی و قضات را به توطئه چینی برای محکومیت درفویس متهم کرد. این نامه و نیز انتشار آن در روزنامه مذکور، اکنون در فرانسه نماد آزادی رسانه ها و نقش مهم آن در نظارت بر حکومت است.

رسانه ها که بیانگر اندیشه های شهروندان و وقایع جامعه می باشند، نقشی سترگ در نظارت بر قدرت دارند. توضیح آنکه قدرت میل به فساد دارد و قدرت مطلق، مطلقا فاسد می شود (جملات قصار بالا را ببینید). در حکومت های مردمسالار ابزارهایی برای جلوگیری از فاسد شدن قدرت تعبیه می شود که از آن جمله است تفکیک و استقلال قوا، قاعده کنترل و مقابله (checks and balance) و نظارت رسانه ای.

نظارت رسانه ای، نقشی دوجانبه دارد، جنبه ای در برابر قدرت دولت است که نقشی حساس است از آن جهت که از طریق “تقابل با قدرت” (پاد ـ قدرت) (contre-pouvoir) اعمال می شود و همانند سایر نظارت ها نیست که بخاطر دارا بودن سهمی از قدرت، از توازن قدرت بهره ببرد و با ایمنی خاطر به اعمال نظارت پردازد. نقش دیگر، کمک به شهروندان در بهبود اجرای نقششان در انتخاب برنامه های شایسته برای حکومتگری و داوطلبان اجرای این برنامه هاست. دانستن حق شهروند است و این رسانه است که رساننده پیام ها و اندیشه ها در بطن جامعه است.

در فرانسه، آزادی مطبوعات به موجب قانونی در ۱۸۸۱ مقرر گردیده است و آنگونه که در بالا آمد، ۱۷ سال پس از این قانون، نامه معروف “من متهم می کنم” در روزنامه اورور منتشر شد که در آن، ارکان مختلف حکومت از نظامیان گرفته تا مقامات سیاسی و قضات آزادانه مورد اتهام قرار گرفته اند.

در کشوری که قدرت واقعا از آن مردم شناخته شود، رسانه ها به عنوان زبان مردم آزادند. شهروند باید بتواند در برابر دولت ایستاده و بگوید “من متهم می کنم”. او باید از ابزار رسانه ای آزاد و تضمین شده برای بیان اندیشه ها و نقطه نظرات خود بهره مند باشد.

 نامه سرگشاده زولا، تیتر بزرگ روزنامه اورور شد. 

Émile Zola

برای آگاهی بیشتر از سرگذشت دریفوس، مطالعه مطلب تکمیلی زیر توصیه می شود:

یادی از پیروزی ِ گران     نویسنده: استیگ استروم هُلم    مترجم: رباب محب

زمان به جلو می رود و تقویم ها از روزهای تاریخی و سرنوشت ساز سرشار. یکی از این روزها دوازدهم ماه جولای هزارونصد و شش است. روزی که گذشت صد سال هم نت نوانسته است از اهمییت آن کم کند. با وجود تمایل ما انسان ها به فراموشی، این روز هنوز زنده است: روزی از روزگاران پیش از جنگ جهانی اول. به نظر می رسد واقعه دوازدهم ماه جولای هزارونهصد و شش همچنان یکی از حوادث مهم گذشته اروپا باشد. در این روز دادگاه عالی فرانسه Cour de cassation با صدور حکم نهائی مردود بودن تمام اتهامات آلفرد دریفوس را اعلان کرده و پرده از ماجرای دریفوس برداشت. آلفرد دریفوس افسرارتش یهودی بود به اتهام خیانت دادگاهی شده و از کار در ارتش محروم شده بود. دریفوس بلافاصله پس از رأی دادگاه عالی فرانسه مجددأ در پست افسر ارشد به خدمت در ارتش خوانده شد. دوازه سال قبل از این تاریخ او محکوم به جاسوسی برای کشورآلمان شده و به « جزیره شیطان » تبعید شده بود.
محکومیت دریفوس تا اثبات بی گناهیش سال ها طول کشید. سالهائی که ناسیونالیسم در فرانسه غوغا می کرد. آن روزها بد بینی فرانسوی ها نسبت به کشور همسایه “آلمان” و ضد یهود یت زمینه را برای متهم کردن ِ با دلیل و بی دلیل یهودیان به خیانت فراهم می کرد ، تا جائی که بعضی از گروه های سیاسی آشکارا جنگ را تنها راه حل مشکلات و معضلات فرانسه و باز پس گرفتن استان های ِ Elsass و Lothringen می دانستند. محبوبیت ِ ارتش یکی دیگر از ویژگی های جامعه فرانسوی آن سالهاست. با وجود مخالفت های موجود ، روبروئی با ارتش کار بسیار دشواری می نمود. از سال ۱٨٨۰ و با اجرای رفرم درون نظام ارتش ، رابطه ارتش با کلیسای کاتولیک رو به تیرگی رفت. ناگفته نماند که بسیاری از آریستوکرات ها و بورژواهای بزرگ ارتشی وکاتولیک بودند. در سال ۱۹۰۵ قرارداد فرانسه با واتیکان فسخ شد و در نتیجه بسیاری از ارتشی ها از کار برکنار شدند. پیامد این حوادث وارد شدن ِ افرادی با تحصیلات پائین به درون ارتش و نفوذ مردم در ارتش بود.
دریفوس از خانواده ای مرفه و بورژوا و همانطور که آمد یهودی بود. و مرفه و یهودی بودن دلایل کافی برای متهم کردنش. یکسری مدارک ارتش به دست دولت آلمان افتاده بود و در این میان دریفوس - با وجود تمام تلاشش برای اثبات بی گناهیش و جعلی بودن مدارک ، متهم به خیانت شد.
امیل زولا- نویسنده مشهور- به دفاع از دریفوس ، نامه سر گشاده ای به رئیس جمهور وقت فرستاده و در ژانویه ۱٨۹٨ با درج نامه در روزنامه ی ِ Aurore اذهان عمومی رابا ماجرا آشنا کرد، چیزی که به تخفیف حکم دادگاه منجر شد و دریفوس به مدت ده سال به ترک وطن محکوم گردید. اما حکایت همچنان باقی ماند و زولا و بسیاری دیگر دست از نوشتن و اعتراض برنداشتند تا اینکه درسپتامبر ۱٨۹۹ رئیس جمهور وقت Loubet به ماجرا خاتمه داد. با اعلان آزادی دریفوس
اما آزادی دریفوس به معنای بیگناه بودن او نبود. و به همین سبب امیل زولا و چند تن دیگرتمام همت خود را دراین راه به خرج دادند. پیروزی حزب چپ فرانسه در انتخابات سال ۱۹۰۲ شرایط تجدید نظر حکم دریفوس را فراهم آورد. رهبر سوسیالیست ها Jean Jaurés موفق شد با دو روز سخنرانی در مجلس فرانسه و طرح دوباره ماجرای دریفوس ، دادگاه را متقاعد به تجدید نظر کند. پس دریفوس با کمک وکیلش مورنارد کتبأ از دادگاه تقاضای تجدید نظر کرده و سرانجام دوازدهم ماه جولای هزارونصد و شش به آزادی همه جانبه دست یافت.

ماجرای دریفوس نه فقط در ادبیات فرانسه که در تمام ادبیات جهان منعکس شده است: دریفوس موضوع مکرر آثار پراست است. یلمار سودر بری نیز از جمله نویسندگانی است ، که با ایستادن در جبهه چپ وبا به قلم کشیدن کشیش کاتولیکی که با دلیل آوری های زیرکانه و خداشناسانه علیه دادگاه داد سخن می دهد ، نظرش را در مورد بیگناهی دریفوس ارائه می دهد.

بطور خلاصه جامعه آنروز فرانسه را اینگونه می توان توصیف کرد: ناسیونالیست ها هر گونه انتقاد از ارتش را خیانت به ارتش و کشور تلقی می کردند. ضد یهودی بودن ، ضد لیبرالیسم بودن ، ضد سوسیالیسم بودن، نیز از خصایص دیگر آن روز فرانسه است. مخالفان دادگاه تجدید نظرهمگی کاتولیک و کنسرواتیو بودند و سر سختانه علیه دریفوس– بخصوص پس از افشا شدن نقاط ضعف ارتش و دادگاه - جبهه گیری می کردند . این ماجرا آنچنان جای پایش را در تاریخ اروپا گذاشته است که حتا امروز که دیگرصدای ِ آژیر خطرجنگی در اروپا به گوش نمی رسد ، همچنان یاد این آزادی ِ گران گرامی است.
 و اما دادگاه دریفوس پایان مخالفت ها نبود و ناسیونالیزم و ضد یهودیت از بین نرفته بود، چرا که چهارم ماه جون سال هزارو نهصد و هشت، روز خاکسپاری خاکسترِ امیل زولا در قبرستان Panthéon - قبرستانی که مردان بزرگ فرانسه را به خاک می سپردند – روزنامه نگار ناسیونالیستی با دو تیردر بازوی ِ دریفوس- که در مراسم خاکسپاری شرکت داشت ، او را زخمی کرد و هشت سال بعد ( سی و یکم جولای هزارو نهصد و چهارده) جین جوره ، نماینده مجلس که ماجرای دریفوس را در مجلس فرانسه مطرح کرده بود از سوی ناسیونالیست ها به قتل رسید وچند سال بعد نوبت خاکسپاری آلفرد دریفوس در قبرستان پان تئون رسید. و دریفوس سال ۱۹٣۵ او با مراسم با شکوهی به خاک سپرده شد.