از درد سخن گفتن

خانم پرستو دوکوهی در مطلبی نوشته است:

بيشتر از يک سال است چيزی در هنوز ننوشته‌ام. شايد از اول هم اشتباه بود حضورم در اين وبلاگِ گروهی وقتی که نمی‌رسيدم در وبلاگ خودم مطلب بنويسم. اوايل سرگردان بودم که مطلب‌های روزنامه‌ای‌تر را اين‌جا بنويسم و شخصی‌ترها را در زن‌نوشت. اما نشد. امروز دلم گرفت وقتی روی اسمم در حاشيه‌‌ی هنوز کليک کردم و ديدم از آبان پارسال تا حالا چيزی ننوشته‌ام.

می‌خواهم کمی درددل کنم. روزنامه‌نگاری در ايران هرقدر برای ما اهميت دارد و هر قدر سخت است، نمود خيلی کمی در جهان دارد؛ نکته‌ای که آزارم می‌دهد.
چند درصد از محتوايی که در نشريات ما توليد می‌شود، چند درصد از مطالب همين وبلاگ‌هايی که داريم و برايش وقت و انرژی می‌گذاريم، در دسترس آدم‌هايی قرار می‌گيرد که هم‌زبان ما نيستند؟ ما اصلن حضور بين‌المللی نداريم و اين خيلی بد است. بد است چون تصويری که داده شده از ما، غير واقعی است؛ بد است چون توانايی تغيير ذهنيت آدم‌ها را داريم، چون می‌دانيم چه می‌خواهيم و بلديم چطور بنويسيم اما ارتباطی وجود ندارد.
راهش تقويت زبان انگليسی است، آن‌قدر که بتوانيم به انگليسی بنويسيم. سخت است؟ راه ديگری به ذهنم نمی‌رسد و مگر نه اين‌که ما کلی سختی‌های ديگر را تحمل کرده‌ايم که حرف بزنيم، روشنگری کنيم و باعث تغيير و اصلاح شويم؟

دايره‌ی روزنامه‌نگاری و حتی روشنفکری ايران، خيلی بسته‌تر از چيزی است که فکرش را می‌کنيم. وقتی کمی از فضا دور می‌شوی، دلت می‌گيرد. هيچ حضور و نمودی از اين همه شور و شعور و فکر نمی‌بينی. راهی هست برای خروج از اين وضعيت؟

آقای الپر نیز در این خصوص نوشته است:

۱- اولين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه توجه نمي‌كنند و نمي‌كنيم خيلي بيشتر از اينكه جهان به ما نياز داشته باشد، ما به جهان نيازمنديم.

۲- دومين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه در خانه نشسته‌اند و منتظرند يكي بيايد كلوني در را به صدا درآورد و بگويد بياييد برويم جهاني بشويم!

۳- سومين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه بيشتر مترصد اين هستند كه راهي بيابند تا فضايل و كمالات خود را به جهانيان ثابت كنند، كاري هم ندارند كه آن طرف ديوار چه كسي نشسته و احيانا (زبانم لال!) او چه دارد كه به ما بدهد.

۴- چهارمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه اسم صادرات را مي‌گذارند خودشيفتگي و اسم واردات را مي‌گذارند خودباختگي!

۵- پنجمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه براي خودشان مشخص نكرده‌اند و نمي‌دانند در اين دهكده جهاني بالاخره ما كدخداي دهكده هستيم، يا چوپان آن، يا خادم مسجد آن، يا يك گاو توي طويله، يا ديوانه‌اي كه هر كس از راه مي‌رسد يكي مي‌زند توي سرش، و هر روز هوس مي‌كنند يكي از اينها باشند!

۶- ششمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه جهان آنطور كه ما دلمان مي‌خواهد نيست، اما براي ما انگار مهم نيست كه جهان آنطور كه ما دلمان مي‌خواهد نيست. براي همين سرمان را مي‌اندازيم پايين و مي‌رويم جلو، آن‌وقت وقتي سرمان به سنگ خورد به زمين و زمان و جهان فحش مي‌دهيم.

۷- هفتمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه خيال مي‌كنند جهان مي‌ايستد تا ما سلانه سلانه برويم تا به او برسيم.

۸- هشتمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه جهان را براي خود مي‌خواهند، اما انتظار دارند ديگران هم جهان را براي ايران بخواهند.

۹- نهمين مشكل نخبگان ايراني در مواجهه با جهان اين است كه معمولا جهان را با چيزهاي ديگري مانند شيطان يا خدا يا دشمن يا همسر يا بهشت يا جهنم يا چارديواري اختياري يا يك اصفهان بزرگ اشتباه مي‌گيرند.

۱۰- مشكل ديگري نداريم؟

و اما …

آری همانطور که این دوستان نوشته اند و از جمله جناب الپر به گونه ای مفید و مختصر حق مطلب را ادا کرده است، و همانگونه که بارها در نوشته هایم در سایت حقوق و نیز در این وبلاگ اشاره کرده ام، متاسفانه سهم ایران و پژوهشگران ایرانی در بازار علم دنیا بسیار اندک است. مشکلات زیادی وجود دارد؛ برای مثال:

مساله زبان: زبان عامل ارتباط ما با دنیای خارج است. متاسفانه سیستم آموزش زبان خارجی در آموزش و پرورش ایرانی بسیارناکارآمد است. در آموزش عالی نیز، در رشته حقوق دروس “متون حقوقی به زبان خارجی” ناکافی، نامناسب، ناکارساز و تاثیرناگذار می باشند. نتیجه آن میشود که نه تنها دانشجویان حقوق بلکه برخی از اساتید حقوق نیز با زبان خارجی مشکل داشته باشند و به دیوان عدالت اداری برای لغو مقرراتی از آیین نامه مربوط به ارتقای درجه به “استادی” شکایت کنند و شرط نوشتن مقاله ای به زبان خارجی را ـ که یکی از شرط های رسیدن به درجه استادی است ـ خلاف قانون اساسی بدانند که زبان رسمی کشور را فارسی دانسته است!

بخواهیم یا نخواهیم، امروزه واقعیت این است که زبان انگلیسی به صورت بلامنازعی زبان اول دنیاست خصوصا در مباحث علمی. برای مثال من با اینکه در فرانسه هستم و مشغول گردآوری منابع علمی برای نگارش رساله دکترایم به زبان فرانسه، بسیاری از منابع ام به زبان انگلیسی است! در یادگیری این زبان باید بسیار کوشید. به دوستانی که تلاش می کنند انگلیسی و فرانسوی را با هم بیاموزند توصیه کرده و می کنم که: تقویت انگلیسی برتری دارد بر یادگیری توامان انگلیسی ـ فرانسوی.

عدم حمایت دولت از پژوهشگران: دولت سهم شایسته ای از بودجه را به کارهای پژوهشی اختصاص نمی دهد. متاسفانه اندک سهمی هم که اختصاص داده میشود، بیشتر به جای اینکه به دست پژوهشگر برسد در دست واسطه ها و نیز کسانی که نان نامشان را می خورند، ذوب میشود.

مشکل روحیه شخصی گرائی: پژوهشگران ایرانی به کار گروهی تن در نمی دهند، حال آنکه یکی از عوامل تسریع پیشرفت علمی، کار علمی گروهی است.

عدم آشنائی کافی با وضعیت علمی دنیا در رشته مربوطه: برای مثال، در رشته حقوق، بسیاری از حقوقدانان از مسائل به روز حقوقی دنیا و کشورهای پیشرفته بی خبر هستند. اصولا غم نان ـ در کنار سایر انگیزه ها ـ باعث میشود حقوقدان با اخذ درجه لیسانس، بیشتر به دنبال یافتن کار (وکالت، سردفتری، قضاوت، کارشناسی حقوقی) باشد تا ادامه تحصیلات. متاسفانه نهادهائی چون کانون وکلا و سردفتران، اصولا اقدامات شایسته ای برای ارتقای علمی اعضای کانون مربوطه به عمل نمی آورند. هیچ راه کار شایسته ای برای به روز کردن سواد حقوقی حقوقدانان و یا ترغیب آنان به این کار اعمال نمیشود. وضعیت آنگاه وخیم تر میشود که می بینیم سیستم آموزشی ایران به گونه ای است که موانع بسیاری بر سر راه اساتید برای گرفتن فرصت مطالعاتی و عزیمت موقت به خارج از کشور ـ برای به روز کردن دانسته هایشان ـ وجود دارد.

برخی عوامل خارجی: از قبیل تحریم ایرانیان در انتشار مقالات علمی شان در برخی از نشریات آمریکائی.

همانطور که بارها نوشته ام، پس ماندگی در عصر اطلاعات، به دشواری فراوان قابل جبران است. عصری است که پیشرفت دانش بر اساس ثانیه هاست! در این زمانه روا نیست دست روی دست گذاریم و به نظاره نشینیم.

باید همه تلاش کنیم تا روحیه پژوهشگری و نیزنظام آموزشی اصلاح شوند و حقوق ایران و حقوقدان ایرانی به درجه حضور بین المللی شایسته ای برسند.

امروزه به لطف گسترش رسانه اینترنت، مرزها درنوردیده شده و بسیاری از دست نارسی ها برطرف گشته اند. ممکن است یک حقوقدان ایرانی نتواند در یک کنگره بین المللی حضور یابد ولی از طریق اینترنت می تواند برای خود سایت یا وبلاگی ایجاد کند و به ارائه کارهای علمی خود در بازار علم حقوق دنیا بپردازد. شبکه حقوق در این زمینه پروژه ای در حال انجام دارد که به زودی به بهره برداری خواهد رسید.

درد فراوان است، آنچه در بالا اشاره کردم فقط حاصل چند دقیقه اندیشیدن بود، لطفا شما هم دردهایی را که به ذهنتان میرسد از طریق کامنت به بازدیدکنندگان انعکاس دهید.

این مطلب فقط شروع بحث است و به مرور تکمیل خواهد شد.

۱۱ برداشت درباره “از درد سخن گفتن”

  1. محمد رضا ویژه نوشته است:

    با سلام

    به نظرم عدم مراوده با شهروندان دیگر کشورها و در موضوع مورد بحث یعنی همکاریهای دانشگاهی نیازمند تحقق زمینه هایی است که برخی از آنها را برشمرده اید. در ?رض عدم تحقق این زمینه ها سطح علمی هر روز بیشتر ا?ت می کند کما اینکه اکنون نیز چنین است. مضحک و شاید موجب تاس? است که برخی از دانشگاهیان ما با این اوصا? خویش را برتر از هم قطاران خارجی خویش دانسته و لزومی هم به مبادله ی علمی نمی بینند! به هر تقدیر پیشر?ت علمی نیازمند تحقق همه ی شرایط است که در حال حاضر امیدی به حصول آن نمی رود. امیدوارم روزی شکو?ایی دانش، به ویژه دانش حقوق، را در این مرز وبوم شاهد باشیم.

  2. vida نوشته است:

    سلام آقای حاجی پور من کلی به شما جلو شوهرم پز دادم که این اقا ایرانی هستند و وکیل و خیلی با هوش و از این حر?ها و ایشون برای شما به ایمیلتون و از سایت رسمی ?رانسوی زبانتون ایمیل ?رستادند ولی ظاهرا شما هنوز به ایشون جواب ندادید…. تو رو خدا آبروی ما رو جلوی این خارجیها ح?ظ کنید و جواب ایمیل ایشون رو بدید .
    ممنون و متشکر از شما

  3. علی حاجی پور نوشته است:

    برای ویدا خانم

    سپاسگزارم از لط? شما، همین امروز برایشان ایمیل ?رستادم و دلیل تاخیر چند روزه در پاسخ را نوشتم. این چند روزه به اندازه ای مشغول مطالعات تز بوده ام که زمان دسترسی به اینترنت نیز نداشته ام.

    سلام برسانید…

  4. vida نوشته است:

    بازم سلام
    و خیلی خیلی ممنون که جواب ایشون رو دادید

  5. mehrzad نوشته است:

    آقاي حاجي پور سلام و خسته نباشيد.
    تمام حر?ها و سخن ها درست. اما به قول معرو? ازماست كه برماست. ما هميشه متظر يه ناجي هستيم كه به م كمك كنه. مشكلات رو مرتب به چپ و راست حواله مي ديم. پس سهم من انسان، سهم ت?كر و انديشه من چي مي شه. به خود بياييم. از ماست كه برماست. تا خودمون نخوايم سر از دنياي كوچكمون برداريم يك كمي باد و بوران تحمل كنيم اوضاع تغييري نخواهد كرد.

  6. مهدی نوشته است:

    سلام
    چطور میتونم سایتهای (احتمالی) وکلای دادگستری رو پیدا کنم؟
    ممنون

  7. ذوالقرنين نوشته است:

    سلام آقاي حاجي پور . در تالار گ?تگوي حقوقدانان ( دانشگاه پاريس ۱ ) سئوالي طرح كردم . ممنون مي شوم پاسخ دهيد . يك دنيا تشكر ….

  8. علی حاجی پور نوشته است:

    جواب برای مهدی

    این ص?حه را ببینید:
    http://www.hoqouq.com/article.php۳?id_article=۲۵۹

  9. علی حاجی پور نوشته است:

    جواب برای ذوالقرنین

    با توجه به جابجائی سایت تالار گ?تگوی حقوقدان، آن آدرس که شما سوالتان را پرسیده اید آدرس ?عال سایت تالار نیست بلکه برای نسخه پشتیبان است، لط?ا سوال خود را در آدرس کنونی تالار مطرح کنید:
    http://www.hoqouq.com/forum

  10. ذوالقرنين نوشته است:

    اين لينكي كه گذاشته ايد مشكل دارد … ?كر كنم مشكل از سرور سايت حقوقدانان باشد ….

  11. ذوالقرنين نوشته است:

    اين سايت حقوق مشكل داشت …. سئوالم را برايتان ايميل كردم به همان آدرس ( علي ات حاجي پور دات كام ) ببخشيد اين همه مزاحمتان مي شوم …. انشاء الله روزي بتوانم جبران كنم ….

برداشت شما چیست؟