گويا نامه اميركبير به ناصرالدين شاه جعلي است

چندي پيش نامه اي از اميركبير به ناصرالدين شاه را در اين وبلاگ آورده بودم:

«قربانت شوم!
الساعه كه در ايوان منزل با همشيره همايوني به شكستن لبه ناني مشغولم، خبر رسيد كه شاهزاده موثق‌الدوله، حاكم قم را كه به جرم رشاء و ارتشاء معزول كرده بودم، به توصيه عمه خود، ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌ايد. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره امور مملكت، با توصيه عمه و خاله نمي‌شود.
زياده جسارت است. تقي».

در جعلي بودن اي نامه، آقاي ايرج افشار در شماره ۳۷ نشريه بخارا مي نويسد:

چند سالى است ورقه‏اى پلى‏كپى شده به عنوان نامه‏اى از اميركبير به ناصرالدين شاه و مخصوصاً ميان ايرانيان مقيم امريكا دست به دست گردانده مى‏شود. آنهايى كه مى‏خوانند شهامت اميركبير برايشان چند چندان مى‏شود از آنچه در تواريخ خوانده‏اند. تصور چنين است كه ‏خط خط حضرت اميرست و سخن سخن او. در حالى كه نامه‏اى مزور و مجعول است آن هم به‏ طريقى بسيار جاهلانه.

چون ديدم كه عكس آن را آقاى حسين شهسوارانى در مجله ارزشمند اباختر (شماره ۴/۳تابستان ۱۳۸۲) به چاپ رسانيده‏اند از ترس آنكه مبادا از آنجا به نشريات ديگر سرايت كند ضرورت ايجاب كرد كه اين چند كلمه را عرض كنم.

۱ - خط در مقام مقايسه با خطوط مسلم الصدور اميركبير كه بارها چاپ شده است ‏بى‏دغدغه ‏اى گوياست كه جعل است.

۲ - شيوه خط و پيچ و خم كلمات آن گوياى تازه ‏نويسى و ناشيگرانه ‏نويسى است.

۳ - هيچ رجل ادارى و ديوانى عصر قاجارى، حتى بقالهاى طهران در عصر اميركبير طهران را “تهران” - كه ساخته و پرداخته عصر بعد از احمد شاه است - نمى‏نوشته‏اند، تا چه رسد به ميرزاتقى‏خان فراهانى.

۴ - خطاب كردن به شاه وقت، هر چند نويسنده عريضه اميركبير و قوام‏السلطنه و دكترمصدق باشد، آداب و رسوم خاص و الفاظ معين داشت. استعمال “قربانت شوم” براى طبقه‏خاصى بود. اميركبير عبارتى كمتر از “قربان خاكپاى همايون مباركت شوم” نمى‏نوشت.

۵ - اميركبير بر بالاى عرايض خود “هو” مى‏نوشت.

۶ - او معمولاً در ختام نامه مى‏نوشت “الامر همايون مطاع مطاع” و نظاير آن. نه آنكه ‏بى‏ادبانه بنويسد “تقى”.

۷ - در اوائل عصر ناصرى كسى را كه لقب موثق‏الدوله داشته باشد نديده‏ام كه حكومت قم‏ داشته باشد. اميدست مورخان تاريخ قم بتوانند نسبت به اين شك من اظهار رأى نمايند.

۴ برداشت درباره “گويا نامه اميركبير به ناصرالدين شاه جعلي است”

  1. علي نوشته است:

    dastet dard nakone

  2. طاهره نوشته است:

    جای بسی خرسندی است که اشخاصی همانند آقای ا?شار وجود دارند که روحیه تحقیق و حقیقت یابی در آنها زنده است.
    ولی اگر واقعاٌرجال سیاسی ما از چنین جسارتی که در این نامه برای امیرکبیر به تصویر کشیده شده بهره مند باشند بسیاری از مشکلات ما خودبخود حل می شوند.

  3. تهمینه نوشته است:

    خوبه

  4. ابوالفضل نوشته است:

    به عنوان یک ایرانی از حسن توجه جناب افشار و زحمت ایشان در این خصوص ممنونم بدیهی است که این قبیل تحقیقات منطقی وعلمی علاوه بر اینکه از اهمیت بزرگان درگذشته نمی کاهد موجب میشود راانتساب اخبار مجهول به ایشان و شیوع موارد نا صحسح و مجعول مسدود شود. یاحق

برداشت شما چیست؟