هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
امشب میهمان استاد اخوت بودم و بهره ها بردم چون همیشه، از صفا و دانش این انسان بزرگ
به گاه ترک حضور، استاد، حافظ را به محیط انس ما خواند. برگ من چنین آمد:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
آبان ۱م, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۲ ب.ظ
سلام
از ثبت وبلاگ در سایت ممنونم
موفق باشید
خرداد ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۵:۵۷ ب.ظ
درود بر شما، سری به آدرس زیر بزنید تا عمق شعری را که بیان کردید در قالب هن ایرانی بیشتر برداشت کنید:
http://tar-setar-album.blogspot.com/۲۰۰۶/۰۸/blog-post_۲۰.html